Monday, October 4, 2010

به عمویم گفتم

به عموی ام گفتم دنیا دیگر خوب نیست
گفتم خوبی دیگر خوب نیست
باید بد بود؛ اما بدی خوب نیست

گفتم بد خوب را نمی فهمد
بدی خوب نیست

گفتم خوبی تنها بدی می بیند
گفت خوبی خوب نیست
خوبی بد را خوب می بیند
اما

این ها را به عموی ام گفتم
اما عموی ام دیگر خوب نیست
انگار حتا او هم فهمید که باید بد بود
چون بدی خوب است
و
خوبی خوب نیست

حتا زمین هم دیگر خوب نیست
حتا ماهی های کف خلیج مکزیک هم
شب ها خاب نفت کش ها را می فهمند

حتا زمین هم می داند که
دیگر خوبی خوب نیست

این ها را به عموی ام نگفتم
چون دیگر حتا عموی ام هم خوب نیست
.
.
.

1 comment: